ماجرای شانه خالی کردن یک مرجع از حل مشکل و سپردن کار به امام زمان(عج)
قدس آنلاین: روز آخر ماه است، به نانوایان و داروخانه‌ها بدهکاریم، اول ماه هم باید شهریه بدهیم، پول کافی هم در اختیار نداریم! آیت‌الله شاهرودی توجهی به این گفتار نمی‌کنند و می‌فرمایند: به من ربطی ندارد!

آیه:

خداوند متعال در قرآن می‌فرماید:

وَمَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ طلاق/3

هر کس بر خدا اعتماد کند، خداوند برای او بس است

آینه:

حکایت؛ در یکی از ماه‌ها جهت پرداخت شهریه پولی نرسیده بود، آقاسیدعلی (فرزند مرحوم آیت‌ الله شاهرودی از مراجع تقلید گذشته که مسئول امور مالی بیت بود) مضطرب و نگران نزد پدر می‌آید و عرض می‌کند: روز آخر ماه است، به نانوایان و داروخانه‌ها بدهکاریم، اول ماه هم باید شهریه بدهیم، پول کافی هم در اختیار نداریم! آیت‌الله شاهرودی توجهی به این گفتار نمی‌کنند و می‌فرمایند: به من ربطی ندارد! خود امام زمان (عج) باید این مسئله را حل کنند چرا من غصه‌اش را بخورم، بعد فرمود: کم اعتقادها عجله نکنید!

پس از آنکه پاسی از شب گذشت و مرحوم شاهرودی بعد از صرف شام آماده استراحت بودند، ناگهان صدای کوبه درب منزل بلند شد، درب را باز کردند، پیرمردی با زبان محلی می‌گوید: با سید کار دارم، به او می‌گویند: اکنون وقت ملاقات نیست بروید صبح تشریف بیاورید اما پیرمرد بسیار اصرار می‌کند تا اینکه آقا متوجه می‌شوند و صدا می‌کنند، بگذارید بیاید! پیرمرد وارد می‌شود و دست آقا را می‌بوسد و چهارده هزار دینار به ایشان تقدیم می‌کند و می‌رود، آنگاه آیت‌الله شاهرودی رو به فرزندان خود کردند و گفتند: ای کم عقیده‌ها ما صاحب داریم، ولی متأسفانه شما به او اعتماد ندارید، حالا پول‌ها را بردارید و درب منزل مقسمین و طلب کارها ببرید.1

هیچ برگی درنیفتد از درخت 2

بی قضا و حکم آن سلطان بخت

 
  1. با اقتباس و ویراست از کتاب مردان علم در دنیای عمل
  2. مولانا

حوزه

انتهای خبر/

کد خبر: 419019
تاریخ مخابره : ۱۳۹۵/۶/۱۴ - ۱۹:۴۵
چاپ خبر